سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد
فریدون مشیری
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد
فریدون مشیری
اصلا بیا علمی بگویم خواهشم را
من دوستت دارم تو هم عکس العمل باش…☺️
سعید حسن زاده
رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم
پاییز و تمام ادعایش که گذشت …
دلخوش به دی ام، چه میشود برگردی…
باقری
در شعر شاعران همه گشتم که مصرعى
در شأن چشم هاى تو پیدا کنم، نشد
سجاد سامانی
تا به کی باید تو را حاشا کنم ؟پس گوش کن
“دوستت دارم”ز اشعارم کمی پیداست، نه؟؟
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهــر بی یـار مـگــر ارزش دیـــدن دارد؟
هر کجا سفره شود پهن ، کنارش نمک است
نمک سفره ی پنجشنبه دعای فرج است…
دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق
و گرنه از تــو نیایـد که دل شکن بـــاشی
گر چه با ساعت من ثانیه ها بیش نبود
ساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود
حسین منزوی
کار خـیر است، تأمـل به خـدا جـایز نیست
عشق، تصمیم قشنگی ست بیا عاشق شو
رضا اسماعیلی
موهای تو خرمایی و شهر دل من بم
آشفته نکن موی که بم زلزله خیز است
ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین
آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم
دوبیتی قشنگی از ارمغان حجاز اقبال لاهوری تقدیم به کاربران گرامی ثامن کتاب :
دل ما بیدلان بردند و رفتند
مثال شعله افسردند و رفتند
بیا یک لحظه با عامان درآمیز
که خاصان باده ها خوردند و رفتند
بیا که شعرها همگی لنگ ماندهاند
صبحت به خیر ،حضرتِ مضمونِ هر غزل…
امشب نماز خود را بازم شکسته خواندم
ذهنم پر از تو بود و با چشم بسته خواندم
ذهنم به دور دور است شاید که باز آیی
چون دور بودم از تو آنرا شکسته خواندم
سعید رنجبر
ﺁﻣﺪﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﮔﻠﯿﻢ ﺩﻝ ﻣﻦ
ﺟﺮﻡ ﻣﻦ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧﻮﺍﺯﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻤﻮﺩﯼ ﻣﺎﺭﺍ
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﻧﻈﺮ ﮐﻦ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ!.
هرکس که نشد فدایی خامنه ای
بی شک تو بدان فدایی مهدی نیست!
مثل شعری قابل تحسین که بی تشویق نیست
هیچ خطی مثل ابروی تو نستعلیق نیست!
گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی
مه نیست بدین گونه فریبا که تویی
غم بر سر غم ریخته آنجا که منم
دل بر سر دل ریخته آنجا که تویی
رهی معیری